قله بند عيش
زندگي با همه وسعت خويش
محمل ساكت غم خوردن نيست
حاصلش تن به قضا دادن نيست
اضطراب و هوس و ديدن و ناديدن نيست
زندگي كوشش و راهي شدن است
زندگي جوشش و جاري شدن است
از تماشاگه آغاز حيات
تا به آنجا كه خدا مي داند
در هر كجاي دنيا كه هستيد ، حضور سبز شما پر از بوي خوش پونه ها ، سرشار از ترنم باران هاي كوهستاني ، لبريز ازصداي دل انگيز پرندگان وحشي ، سيراب از چشمه ساران نقره فام ايران ،
سربلند چون قله ها ي دماوند ، دنا ، بينالود ، كه آفتاب عالم تاب هر روز در آنها طلوع و غروب را در آغوش مي كشد، و دل گرمتان پر از عشق باد . دست شما را به مهر مي فشارم .
اين هفته قصد دارم شما را به قله زيبا و ذوزنقه اي شكل بند عيش ببرم .اين قله از ارتفاعات شمال غرب تهران و در منطقه عمومي حصارك واقع شده است .
روستای حصارک
در تاريخ 17/2/1388 به اتفاق دوست خوبم آقاي ميرصالحيان ساعت 6 صبح از روستاي حصارك واقع در منتهي اليه جنت آباد و سپس از كنار دانشگاه آزاد شروع به حركت نموديم .
اگر در غرب تهران بايستيد براحتي ميتوانيد اين قله 2760 متري را ببينيد . در همان ابتداي مسير وارد دره حصارك شديم .
قله بند عیش از شکاف سنگها
مسير پاكوپ از كنار رودخانه اي زيبا و پرآب همراه با آبشارهاي ديدني مي گذشت و منطقه پر بود از درختان گردو ، توت و گلابي و همچنين انواع و اقسام گلهاي مختلف كه زيبايي و طراوت خاصي به منطقه بخشيده بود .
متاسفانه تگرگ روز گذشته بسياري از شكوفه هاي درختان ميوه و گلهاي وحشي را از بين برده بود ولي تا دلتون ميخواست ميتوانستيد از بوي خاك ، بوي عطر گل هاي كوهستان ، بوي نم ، بوي باران ، بوي گلهاي شقايق و لاله و . . . استشمام كنيد .
آبشاری زیبا در دره حصارک
ساعت 8:30 به چشمه اي رسيديم كه آب بسيار گوارا و سبكي داشت . پس از برداشتن مقداري از اين آب به مسير خود ادامه داديم و دوباره پس از اندك زماني به چشمه دوم رسيديم .
اين چشمه ، آخرين چشمه جهت پر كردن آب قمقمه هايمان بود ، چرا كه ديگر تا خود قله اثري از آب وجود ندارد . تا ساعت 9 ما هنوز از لا به لاي دره حصارك به پيش ميرويم و حتي خود قله را نمي توانيم نظاره كنيم .
لاله و قله
بلاخره قله نمايان ميشود مسير را ادامه ميدهيم تا به يك استخر آب ميرسيم و در كنار آن كمي استراحت ميكنيم و صبحانه مختصري نيز ميخوريم .
تا اينجاي كار بيشتر راهپيمايي كرديم تا كوهپيمايي .
از اينجا به بعد شيب كوه تند و نفس گير مي شود و آفتاب نيز پوست را مي سوزاند كه داشتن يك كلاه آفتاب گير و مقداري كرم ضد آفتاب كار را كمي آسان تر ميكند .
قله بند عیش از جناح شرقی
وقتي به خود مي آييم . خود را در ميان انبوه لاله ها و شقايق هاي وحشي پيدا مي كنيم . طبيعت در اين فصل آنقدر زيبا و ديدني است كه قابل توصيف نيست .
در ساعت 10:30 بر فراز قله صخره اي و زيباي بند عيش ايستاده بوديم . جالب اينجا بود كه بر روي قله نيز انواع گلهاي رنگارنگ ديده ميشود و بوي عطر و اسانس در فضا پيچيده بود .
خانه ای امن بر روی قله بند عیش
بر فراز قله محو اين همه زيبايي و عظمت پروردگار و شكرگذار او بخاطر آفرينش اين همه زيبايي بودم .
پس از استراحتي كوتاه و خوردن مقداري مواد مغذي ساعت 11 از طريق دره اي كه منتهي به باغ گردو دوچناران يا به قول محلي ها دوچنارون ميشد به سمت تهران راهي شديم .
مسير برگشتمان كاملا" اشتباه بود . در حقيقت باغ گردو كه در وسعتي بسيار زياد در دره دوچناران قرار دارد كاملا" خصوصي است .
نقشه ماهواره ای از موقعیت قله بند عیش
اين باغ با استفاده از سيستم آبياري قطره اي و از طريق دو مخزن بزرگ آب كه بيشتر شبيه درياچه بودند تغذيه مي شد .
اين باغ توسط چند كارگر افغاني و سه سگ بزرگ كه متاسفانه بطور آزادانه در باغ مي گردند ، مراقبت ميشود . ما وقتي اين موضوع را فهميديم كه در ميان محاصره سگها بوديم .
خوشبختانه بخاطر عدم فرارمان و مقابله با سگها و اقدام به موقع كارگران افغاني از اين مهلكه جان سالم بدر برديم .
ولي مجبور شديم كمي راهمان را دور كنيم و از مسيري ديگر به سمت تهران برگرديم ، براي همين ساعت 3 بعد از ظهر به تهران رسيديم .
نكته :
- دره حصارك ، بهترين گزينه جهت برگشت از قله بند عيش است . هم مطمئن و هم زيباست .
